واژه های خیس
نمیدانم چرا امشب همه ی واژه هایم خیس اند و مثل آسمان ابری شب های پاییز
مثل سکوت شب و صدای بارش باران تا به سحرگاه
مثل سجاده ی مادربزرگ که با کور سوی چراغی گسترده می شود و همه ی خانه و دل را…