دلم برای اژدها تنگ شده.
او بود که برایم شاتوت می آورد.
حال من تنهایم و او شده اسبِ پاپ بندیکت !
آخر غسل تعمید را چه ربطیست به کباب ِترکی ؟
خوردن یا قتل مرلین ؟ ذهنم پر از خستگی های…
دلم برای اژدها تنگ شده.
او بود که برایم شاتوت می آورد.
حال من تنهایم و او شده اسبِ پاپ بندیکت !
آخر غسل تعمید را چه ربطیست به کباب ِترکی ؟
خوردن یا قتل مرلین ؟ ذهنم پر از خستگی های…

دل از من برد و روی از من نهان کرد Kheilli Dusset Daram
خدا را با که این بازی توان کرد
شب تنهاییم در…
Adsghftjyhgggggggggggggggggggg
ytdddddddddddddddddddd
reeeeeeeeeeeeeeeeeesa
xfgvfxczddddddddddddddddddddddddd
حال اروم این روزهام حاصل از همه اون بغض عمیقی هست که مدام و هر ثانیه قورت میدم…اینکه همه ادمهای نزدیک زندگیم این روزها دورند هم خیلی کمک نمیکنه…هر روز و هر ثانیه از هر روز جنگه…جنگه من با همه…
با زندگی٬ بیگانه ام …
مستم اگر٬ یا گیج و سرگردان و مدهوشم!
اگر بی صاحب و بی چیز و ناراحت!
خراب اندر خراب و خانه بردوشم!
اگر فریاد منطق هیچ تأثیری ندارد:
در دل تاریک و گنگ و…
دیشب به سیل ِ اشک، ره ِ خواب می زدم
دیشب اومدم خونه تون، نبودی! راستش و بگو: کجا رفته بودی؟!
یادته قول دادی، قالم نذاری! هی واسه م عذر و بهونه نیاری!
همیشه همه چیز از دیشب…
منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب عزت است و به شکر اندرش مزید نعمت .
هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون بر می آید مفرح ذات .
پس در هر نفس دو نعمت و بر هر نعمت شکری واجب .
از دست و زبان که بر…
از مدیر عامل ما تا مش قاسم غیاث آبادی و زیور ننه !مدل موی عهد عباس قادری ، صورت نامرتب و اصلاح نشده و جملات منقطع و عمدتن بریده که اکثرن
شنونده اش را در انتظار نقطه پایانش گُنگ رها می کند…
نمیدانم چرا امشب همه ی واژه هایم خیس اند و مثل آسمان ابری شب های پاییز
مثل سکوت شب و صدای بارش باران تا به سحرگاه
مثل سجاده ی مادربزرگ که با کور سوی چراغی گسترده می شود و همه ی خانه و دل را…
که مرغان کاسهی دریوزه کردند آشیان ها را !
صائب
هر وقت به لادن فِک می کنم،زنگ می زنه…امروز صبح داشتم فِک می کردم باید خیلی بد باشه که دقیقا سالی یه بار ،نه بیشتر نه کمتر ما از هم سراغی می گیریم اونم به بهانه ی بازارچه خیریه!انگار زندگی ما رو به…
ضمیر اول شخص مفرد ، چند بخش است ؟
افتاده ام وسط . صندلی عقب ، وسط .
آقای چاقی در یسار و خانومی چاقتر در یمین نشسته اند .
خانوم قبل نشستن اول کیف دسته فلزی اش را می نشاند مابین که مبادا من…
غریبه ام - به خدا - هیچ کس کنارم نیست
به ظاهر همه دلخوش - کسی که یارم نیست!
دروغ رنگ حقیقت گرفته - پاییز است!!
و من امید رسیدن به نوبهارم نیست
هزار مسئله گنگ در درون من است
جهان که یک سر سوزن…
در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی …..خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی
در که آیینه صافیست غباری دارد ……. از خدا می طلبم صحبت روشن رایی
شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان ……..ورنه پروانه…